مهرنامه خوانی؛آل احمد مغرض و عامی…

1. مهرنامه خوانی؛آل احمد مغرض و عامی…

در ادامه ی سری مطالب مربوط به ماهنامه ی مهرنامه،در این قسمت مطلبی دیگر از مطالب این ماهنامه را مرور می کنیم.

پرونده ی ماه مهرنامه به آسیب شناسی علم سیاست در ایران پرداخته است.در این پرونده ی قطور پس از مروری بر تاریخچه ی علم سیاست و تاسیس مدارس علوم سیاسی در ایران به بخش اصلی و جذاب پرونده می رسیم.گفتگو با دکتر سیدجواد طباطبایی مانند  مصاحبه ی شماره ی پیشین مهرنامه با ایشان بخش جذاب این شماره است.دکتر طباطبایی در این مصاحبه مثل همیشه تا می تواند بر هر کسی که فکرش را بکنید،دکتر شریعتی و جلال آل احمد تا حمید عنایت و نجف قلی حبیبی ،می تازد .طباطبایی با اشاره به سلطه ی دولت بر دانشگاه در واقع می گوید فاتحه ی دانشکده  ی سیاسی مانند خود سیاست در ایران خوانده شده است. برای آنانی که مهرنامه را نخوانده اند گوشه هایی از سخنان دکتر طباطبایی را در ذیل آورده ام:

«شعارهای انقلاب فرهنگی که جماعتی از غوغائیان حرفه ای که حرف های نامربوط و مغرضانه و تهی از اندیشه ی شریعتی و آل احمد را اوج دانش و وحی منزل تلقی می کردند، راه انداختند…در زمان نخست وزیری موسوی نجفقلی حبیبی  که اگر درسی هم خوانده باشد فقط الهیات است،و مردی سخت سیاسی بود یعنی از سیاست هیچ بهره ای نبرده بود و دنیا را مانند مارکسیست ها میدان پیکار می دانست شبانه سیزده نفر از دانشجویان تربیت مدرس را که درسشان را هم تمام نکرده بودند به دانشگاه حقوق آورد،آنها حتی مدرک مدرسی از دانشگاه خود هم نگرفته بودند و از من که در آن دانشگاه درس می دادم نمره ی هفت گرفته بودند،می گویند حبیبی در آن زمان 17حکم ریاست در جیبش داشته است…کشته شدن سه دانشجوی دانشگا ه تهران در 16 آذر ربطی به ورود نیکسون به ایران در 18 آذر نداشت….در سالهای اخیر با سیطره ی سیاست زدگی در دانشگاه و این کسانی که میدانداران دانش شده اند،بدیهی است که انگیزه ها کمتر و کمتر شده و رابطه ها جای ضابطه ها را بگیرند…ما همیشه اخراج به دلایل سیاسی داشته ایم ولی تاکنون کسی را بدلایل عدم صلاحیت علمی از کار برکنار نکرده اند….حرف هایی که سالها درباره ی تعهد زده شده و آدم های عوام و مغرضی چون آل احمد نیز آن را به عنوان بدیهیاتی در ذهن برخی مسئولین کرده اند،باید بدانیم از نوعی از مارکسیسم مبتذل سرچشمه گرفته است….هواداران و پرچم داران انقلاب فرهنگی که زیر لوای اسلام دانشگاه ها را تعطیل کردند در دامی افتادند که آل احمد برای آنها تعبیه کرده بود،او مردی مغرض و عامی بود….»

همانطور که خواندید اگر کسی دکتر طباطبایی را نشناسد فکر می کند که او از این سخنان تنها قصد تخریب دارد ولی طباطبایی نشان داده از جمله کسانی ست که عاشق دانشگاه و علم بویژه علوم انسانی است و سخنانش هم در همین رابطه برای دلسوزی ست وانگهی که تمام سخنانش هم مورد پسند خیلی از ما قرار نگیرد ولی حقیقتی تلخ هستند.

در پرونده ی ماه مهرنامه مطالب خواندنی دیگری هم هست نظیر مطالب مربوط به دکتر حمید عنایت و همچنین مطالب مربوط به فقه سیاسی و حقوق اساسی.

2. شجاع الدین شفا از زبان خودش.

نقل شده که متن سخنراني شاه در كنار آرامگاه كوروش در پاسارگاد را كه با جمله « كوروش شاه شاهان، من شاه ايران زمين ام، آسوده بخواب ما بيداريم …» آغاز مي شود را او تهيه كرد.نقد ادیان توحیدی کار او در این اواخر شده بود.در قم (1297) بدنیا آمد و در پاریس (1389) در گذشت.شجاع الدین شفا ادیب و مترجم ایرانی با مرگش باعث سرازیر شدن انبوهی ازانتقادات مثبت و منفی به سویش شد. سایت جرس با نقدی جانب دارانه و البته نه چندان صحیح باعث شد تا هواداران شفا دست بکار شوند و در ستایش او مطالبی به نگارش درآورند. . این ادیب، نویسنده و مترجم صاحب نام اما هم پیش از انقلاب و هم بعد از آن مورد تکفیر مخالفانش بود. پیش از انقلاب ازطرف روشنفکران ومخالفان شاه، چرا که او را درباری می دانستند و بعد از انقلاب از طرف نظام سیاسی مستقر در ایران به این دلیل که او را اسلام ستیز و ناسیونالیست می خوانند.

شجاع الدین شفا از زبان خودش:« اگر امروز من وظیفه چنین آگاه سـازی را در حدود امکانات محدود این کتاب به عـهـده گرفــته ام ، نه ازین جهت اسـت که درین مورد برای خود صلاحیتی خاص قیلم، و این مسـئولیت از سـابقه زندگی گذشـته شـخصی و اداری من مایه میگیرد.زندگی شـخصی من از آغاز تا امروز، با خواندن و نوشـتن و آموخـتن، بخصوص در زمینه مسـایل ادبی و تاریخی، گذشـته اسـت. در سـالهای پیش از انقلاب، بیش از شـصت اثر تالیف و ترجمه ازمن منتشـر شـده که تقـریباً همه ای آن ها بیکی ازین دو رشـته مربوط می شـد. درسـالهای بعـداز انقلاب آثار دیگری، این بار عمدتاً در زمینه های سـیاسی و مذهـبی دردیار بیگانه از من بچاپ رسـید که تصور می کنم نقـش کمابیش مؤثری در روشـنگری جامعه ایرانیان برون مرزی وحتی درون مرزی ایفاکرد. کتابخانه شـخصی من که در نخسـتین روز های پیروزی انقلاب مصادره شـد، شـامل 14000 کتاب فارسی و خارجی بود که تقـریباً همه آن ها را خوانده و حاشـیه نویسـی کرده ام.

سـوابق اداری:

معاون فـرهـنگی دربار شـاهـنشـاهی ایران، سـفـیر بین المللی ایران در امور فـرهـنگی، ریس کتابخانه ملی پهلوی، دبیر کل شـورای فـرهـنگی سـلطنتی، دبیر کل انجمن بین المللی ایران شـناسـان .

سـمت ها افتخاری:

دکتر افتخاری ادبیات دانشـگاه روم، دکتر افتخاری دانشـگاه مسـکو، عضو وابسـته اکادمی سـلطنتی تاریخ اسـپانیا، عضو وابسـته اکادمی هامبرپورگشـتال اتریش، جایزه بین المللی سـال 1971 فلورانس، جایزه سـلطنتی بهترین کتاب سـالهای 1335 و 1350 .

نشـان ها فـرهـنگی:

لژیون دونور، پالم اکادمیک، هـنر و ادب ( فرانسـه) صلیب بزرگ شـایسـتگی ( آلمان)، نشـان شـایسـتگی جمهوری ( ایتالیا )، نشـان سـلطنتی و یکتوریا ( انگلسـتان )، نشـان شـایسـتگی ( اتریش ) نشـان سـلطنتی سـتاره شـمالی ( سـوید )، نشـان سـلطنتی اورانژ ناسـائو ( هـلند) نشـان سـلطنتی لئوپلد ( بلژیک )، نشـان گرگورا کبیر ( واتیکان )، نشـان ریو بالانکو ( برازیل )، نشـان لیبرتادور ( آرژانتین )، نشـان وسـالم اشـرف ( مصر ) نشـان محمد الخامس ( مراکش )، نشـان  وسـالم الجمهوریه ( تونس)

22 خرداد ماه،وعده ی دیدار ما!

1. سازگارا و سپاه.

سازگارا در سمت راست تصویر

اهل خواندن روزنامه ی قدس نیستم ولی بخاطر وبگردی  در سایت های اصولگرا با بعضی از نوشته های این روزنامه ها هم آشنا می شوم.نظیر این مورد:« دکتر جواد منصوری، نخستین فرمانده سپاه در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در گفتگو با خبرنگار قدس و در پاسخ به پرسشی درخصوص ادعای محسن سازگارا در شبکه های ماهواره ای مبنی بر اینکه وی از عوامل اصلی تشکیل دهنده سپاه پاسداران بوده است، گفت: شما به صراحت از زبان من بنویسید که محسن سازگارا، هیچ نقشی در تأسیس سپاه نداشت و هرگونه اظهار نظری درباره فعالیت او در سپاه کذب محض است. وی در ادامه یادآور شد: سازگارا فقط به مدت یک ماه در پادگان «حر» که در آن زمان گارد ملی در آنجا تشکیل شده بود، حضور داشت.وی افزود: در ابتدای تشکیل سپاه، نهضت آزادی نمی خواست سپاه زیرنظر امام تشکیل شود و افرادی مانند ابراهیم یزدی و لاهوتی در پادگان «حر» با استفاده از تجهیزات ارتش، نیروی جداگانه ای تشکیل دادند که این نیرو فقط یک ماه پابرجا بود.»

اما هر کسی کمترین اطلاعاتی از سپاه و تشکیل این غول عظیم نظامی-اقتصادی داشته باشد می داند که سازگارا در تشکیل سپاه چه نقشی داشته است.آن طور که سایت تابناک از سایت های اصولگرا می نویسد سازگارا بعد از آمدن به ایران در زمر ه کسانی در آمد که در مراحل اولیه تشکیل سپاه نقش داشتند. اساسنامه سپاه را سازگارا و  حسن لاهوتی در اواخر بهمن 57 تکمیل کردند.شاید سازگارا به اندازه ی افرادی چون محسن رضایی،محست رفیق دوست ،مرتضی الویری و … نقش چشم گیری در تشکیل سپاه نداشته است ولی  انکار داشتن حتی کوچکترین نقش سازگارا در تشکیل سپاه تنها تحریف تاریخ است که این روزها به لطف حامیان احمدی نژاد تا دلتان بخواهد دیده می شود.

2. باز هم دیدار…

22 خرداد ماه،وعده ی دیدار ما!


مهندس موسوی و مهدی کروبی پس از چند مورد سخنرانی و مصاحبه در روزهای اخیر سرانجام صبح دوشنبه بار دیگر با یکدیگر دیدار کردند.گوشه ای از سخنان شیخ و مهندس:«مهندس موسوی : حکومت فکر میکند مردم اعمال،کارها و رفتارهای آنان را فراموش میکنند، اما اینچنین نیست. مثلاً در همان مسئله فساد اقتصادی که چند هفته پیش مطرح شد چه سیری پیش آمد!؟  چند نفر خرده پا دستگیر و اسم یک نفر را بردند و سپس به یکباره همه چیز مسکوت ماند. یا مسئله کوی دانشگاه و آن فیلمی که منتشر شد. متاسفانه فکر میکنند مردم با مرور زمان یادشان میرود…

مهدی کروبی : در حال حاضر شرایط جامعه بسیار وحشتناک است به طوری که هرچه میخواهند میگویند، هر تهمت و ناروایی که که میخواهند به افراد نسبت میدهند، هر آماری که تصور میکنند منتشر میکنند  و همه اینها به این دلیل است که آنان فکر میکنند صدای طرف مقابلشان به جایی نمیرسد؛ اما نمیدانند که این مردم هستند که میشنوند و شرایط اقتصادی و سیاسی را می بینند که چه چشم انداز سیاهی در انتظارشان میباشد. مثلا در همین ماجرای عسلویه چه تعداد از کارکنان و کارگران به دلیل عدم تصمیم گیری صحیح و پیاده نمودن سیاست های نادرست، از کار بی کار شدند؟ بر اساس آمار رسمی چرا باید طی چهار سال گذشته تعداد شاغلان در عسلویه از 60هزارنفر به 8هزارنفر کاهش یابد؟ چرا باید بدلیل عدم مدیریت صحیح، سالانه 30میلیارد دلار درآمدی را که میتواند از محل برداشت گاز از عسلویه عاید کشور شود را باید از دست داد؟ دلیل این همه بی کاری چیست؟ دلیل وضعیت بد کاری و اقتصادی کارگران چیست؟ آقایان نمیدانند و یا نمیخواهند بدانند که یک سخن آنان در مجامع بین المللی میتواند تا چه حد به مردم و اقتصاد یک کشور لطمه بزند. به خاطر تحریم رفتند با شرکت های از چین و مالزی و ونزوئلا قرارداد بسته اند و آخرش هم طرح را داده اند به نیروهای نظامی!

مهدی کروبی و میرحسین موسوی نسبت به برگزاری راهپیمایی مردمی در روز 22 خرداد بر اساس اصل 27 قانون اساسی و طبق ماده 30 ، 31 و 32 آئین نامه اجرایی قانون احزاب،  تاکید کردند و از همه گروه ها، تشکل ها و احزاب اصلاح طلب خواستند تا در خواستشان را در همین زمینه به وزارت کشور ارسال نمایند.

مهرنامه خوانی؛سبز بودن و لائیک بودن.

1. مهرنامه خوانی؛سبز بودن و لائیک بودن.

شماره ی دوم ماهنامه ی مهرنامه این هفته منتشر شد.مهرنامه که با صاحب امتیازی فروزنده ادیبی و سردبیری محمد قوچانی در حوزه ی علوم انسانی منتشر می شود،در شماره ی جدید خود که تصویری از داریوش شایگان روی جلد آن است، مطالبی چون:

چرا نباید لائیک بود؟(به قلم قوچانی)،آسیب شناسی علم سیاست در ایران،غرب زدگی ناآگاهانه(گفتگو با داریوش شایگان)،بخشی از کتاب جدید دکتر محمدعلی همایون کاتوزیان با نام خلقیات ما ایرانیان و بخش اقتصاد نطری(گفتگو با خانم معظم كرباسي زاده همسر مرحوم نوربخش) ،منتقدان حجاریان و … برای مطالعه وجود دارد.

مانند شماره ی نخست این ماهنامه بعضی از مطالب این شماره ی مهرنامه را با هم مرور خواهیم کرد.برای شروع نخست یادداشت سردبیر با عنوان  «چرا نباید لائیک بود؟»  را مرور می کنیم:

محمد قوچانی در این یادداشت خود به این موضوع می پردازد که آیا جنبش سبز همان طرفداران جدایی دین از سیاست و حکومت اند ؟قوچانی می نویسد:«از پارادوکس های عصر ماست که همان سخنگویان خود خوانده ی جنبش سبز دربیرون از مرزها برای براندازی نظم سیاسی موجود دعوت به ساختارشکنی در مناسبت های اسلامی بلکه مناسبت های اسلام گرایانه می کنند…و باز هم از پارادوکس های عصر ماست که در غیبت این سخنوران در درون مرزها عده ای برای حفظ وحدت دعوت به ترکیب نکردن مراسم مذهبی چون عاشورا با سیاست می کنند تا غبار بخوابد ولی غبار فرو نمی نشیند و روشن نمی شود که چه کس لائیک است و چه کسی لائیک نیست؟…گروهی در اوج سکولاریسم با استفاده از دین و شعائر اسلامی برای نیل به قدرت دست می یازند و در همان حال که وجود دین در نهاد دولت را نکوهش می کنند دین را در راه قدرت قربانی می کنند…»

در بخش دیگر سخن ماه به قلم محمد قوچانی ،سردبیر می نویسد:«تلاش برای جدایی دین از سیاست امر جدیدی در ایران است….مسئله ی سکولاریسم از مسائل لاینحل روشنفکری ایرانی ست،روشنفکری ایرانی سکولاریسم را دوای درد معرفی می کند در حالیکه این ایدئولوژی به عنوان یک مطالبه ی سیاسی یک بار با زور دیکتاتوری رضا خان به انقلاب اسلامی انجامید.تلاش برای تبدیل آن به ایدئولوؤی دموکراسی هم نادرست است….سبزها تاکنون در حد یک جریان سیلسی برخاسته از سنت های روشنفکری دینی و اسلام گرایی ظاهر شده اند،اگر گروهی می خواهند آم را به جریان فکری تبدیل کنند باید تصویر روشنی از همه ی آنچه به عنوان پرسش طرح می شود داشته باشند،آیا سبزها همان لائیک ها هستند؟آیا می توان سبز بود و لائیک هم بود؟»این نوع نقد قوچانی از جنبش سبز پیش از این با نقد شعار جمهوری ایرانی توسط او انجام شده بود.نقد هایی که اگر پاسخی برای آن پیدا نشود جنبش سبز را با مشکلاتی روبه رو می کند.

محمد قوچانی بی شک در میان روزنامه نگاران ایرانی جزو بهترین سرمقاله نویسان است.او پیش از این هم با مقالاتی در نقد اصلاح طلبان بویژه سیدمحمد خاتمی نشان داده بود که تنها یک اصلاح طلب در ظاهر نیست بلکه اصلاح طلبی ست که در عین محافظه کاری با نقد عملکرد جناح محبوبش سعی در ارتقای اصلاحات دارد.کاری که قوچانی در مورد جنبش سبز هم انجام داده است،او با نقد جنبش سبز سعی دارد تا به گفته ی خود تصویر روشنی از جنبش ارائه شود تا با آگاهی بیشتری جنبش سبز روبه جلو حرکت کند و سرنوشتی مشابه ی جنبش های بی سرانجام نیابد.به قول یکی از بسیجیان حامی احمدی نژاد قوچانی به معنای واقعی کلمه یک بسیجی اصلاحات است که هیچگاه از وظیفه ی تعریف شده ی خود که همان روزنامه نگاری اصلاح طلبی ست  ونقد اصلاح طلبان ،حتی با وجود به زندان رفتن و تحت فشار قرار گرفتن، کناره نگرفته است.

2. شیخ مهدی،بار دیگر.

بار دیگر مهدی کروبی در سخنانی به انتقاد از حکومت پرداخت و این بار بیشتر از مجلس فرمایشی انتقاد نمود.مهدی کروبی روز شنبه چهارم اردیبهشت ماه در سخنانی که در دیدار با شماری از نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی سخن می‌گفت، اذعان داشت، افراطیون از آگاهی ملت می‌هراسند و سعی دارند مردم را در انزوای خبری قرار دند.آقای کروبی افزود: «بنابراین وظیفه مهم تک تک ما در این شرایط اطلاع رسانی است و در این راه از تمامی ظرفیت‌های موجود می‌بایست استفاده کرد.» مهدی کروبی در بخش دیگری از سخنان خود حامیان دولت را به دنبال کردن جنگ‌ روانی علیه معترضان متهم کرده و گفته است: « افراطیون در تلاش هستند که با راه اندازای جنگ روانی و افزایش فشارهای امنیتی، فضا را به نحوی جلوه دهند که حتی افراد از دیدار یکدیگر نیز بهراسند.مهدی کروبی در این باره گفته است: «البته انتشار اخبار دیدارهای پی در پی نشان از شکست این جنگ روانی است، ولی نباید آن‌ را ساده انگاشت چرا که شواهد حاکی از شروع جدید موج جنگ روانی است.» وی همچنین در ادامه با اشاره به فشارهای وارده از سوی حکومت به معترضان و به ویژه رهبران جنبش سبز اظهار داشت: «آگاه نیستند که هر چقدر فشارها را بیشتر کنند و به روند کنونی تداوم بخشند ما نیز بیشتر مقاومت کرده و انسجام بیشتری خواهیم یافت و مصمم‌تر از قبل ایستادگی خواهیم کرد.»

رئیس مجلس شورای اسلامی در دوره های سوم و ششم در سخنانی مربوط به مجلس شورای اسلامی گفت: بنده از هشت دوره مجلس، چهار دوره در مجلس حضور داشتم و با توجه به وجود علقه های بنده به مجلس و نیز تاکیدات امام که بر اهمیت این نهاد مردمی افزوده، لذا مجلس به نوعی خانه دوم بنده محسوب می گردد. چه در زمان حضورم در مجلس و چه زمانی که حضور نداشتم، همیشه داعیه ی دفاع از نفس و اصل مجلس را داشته ام و در این راستا بارها از جایگاه و شان مجلس دفاع کرده و عرایضی ارائه نموده ام. اینک در این برهه ی حساس که عده ای مغرض یا از روی ناآگاهی! در جهت تضعیف این نهاد مردمی تلاش می کنند وظیفه خود می دانم همچون گذشته در دفاع از جایگاه مجلس که به فرموده امام “مجلس در راس امور است” وارد صحنه شده و هشدار دهم که عده ای در پی آن هستند که مجلس را فرمایشی کرده و نمایندگان را بی خاصیت جلوه دهند!!


3. عکس نوشت.

تصویری از نیکولا سارکوزی در جوانی.

کروبی : محمود یک مصیبت برای ملت ایران است.

1. کروبی : محمود یک مصیبت برای ملت ایران است.


مهدی کروبی در گفتگویی با مجله ی آلمانی اشپیگل که امروز منتشر می شود اعلام نمود که احمدی نژاد را به عنوان رئیس جمهور قبول ندارد ولی او را مسئول حوادث اخیر و مصیبتی برای مردم ایران می داند. کروبی با لحنی کنایه‌آمیز شکنجه‌گران زمان شاه را «کارشناس» خطاب می‌کند، زیرا آنان بدرستی می‌دانستند، در مورد چه کسی و چرا باید خشونت اعمال کنند، اما در زندان‌های جمهوری اسلامی، «خودسری ناب» حاکم است. کروبی  در این مصاحبه محسن رضایی را جانشین احتمالی احمدی نژاد می داند.مهدی کروبی از هم اکنون از هواداران جنبش سبز می خواهد تا در سالگرد انتخابات شرکت داشته باشند.
از سویی دیگر مهندس موسوی در دیدار با جمعی از ایثارگران سخنانی را بیان نمود.موسوی در این دیدار ابراز داشت:« چرا باید امروز هر کاری که انجام می شود و هر ناکارآمدی و هر مشکلی که وجود دارد به نام اسلام تمام شود؟ مخصوصاً که با اغراق از اسلام نام می بریم و مدام در اشارات خود از آیات و روایات دم می زنیم حتی در مورد زلزله تهران که امکان وقوع آن وجود دارد و ما هم قبول داریم اما دولت که نباید در این خصوص از اسلام خرج کند. ما همیشه باید فکر کنیم که تهران در خطر زلزله است و برایش همواره راه حل داشته باشیم … می گویند شما از کشتی(نظام) پیاده شده اید از کشتی مسلمانی که پیاده نشده ایم. به عنوان یک مسلمان می خواهیم طوری رفتار کنیم که جوانها را مأیوس نکنیم و حداقل بگوییم اسلامی که می شناسیم این نیست، اسلامی که می شناسیم رحمت دارد، رئوف است، سعه صدر دارد، همه را می پذیرد. با زبان استدلال با افراد روبه رو می شود. اسلام دینی است که می تواند با پیشرفت های جامعه بشری همسو و پیشتاز شود … ما نباید بگوییم که خیابان ها زمانی از جمعیت زیاد و در زمانی کم بود و بر این اساس بسنجیم که جنبش سبز در کدام نقطه ایستاده است. باید شاخص و اطلاعاتی داشته باشیم که ببینیم آگاهی از این حقوق چقدر است تا اینکه بدانیم در آینده چگونه باید کشور اداره شود؟ آیا این آگاهی در سطح جامع گسترده تر شده یا کم کم دارد دایره اش تنگ تر می شود. اگر ما نسبت به این موضوع پیشرفت داشتیم زمینه ی تغییر جدی را در کشور ایجاد کرده ایم.


2. آقا زاده ها؛اینجا ،آنجا ،همه جا!
در ادامه ی وبگردی هایم به گزارش سایت خودنویس برخوردم که در این گزارش از حضور آقازاده ها در خارج از کشور خبر داده شده است.در این گزارش آمده است:« دختر حداد عادل و باجناق مجتبی خامنه‌ای و دختر آیت‌الله شاهرودی در ایالات متحده آمریکا زندگی می‌کند.لیلا، دختر سید محمد خاتمی در بوستون دیده شده است، البته دختر دیگر سید محمد خاتمی در سال‌های اخیر در ایتالیا زندگی می‌کرده است.خانواده لاریجانی نیز سهم خود را آقازاده‌های مسافر دارند. بنا به شنیده‌ها، دختران علی و جواد لاریجانی در اسکاتلند درس می‌خوانده‌اند. پسر جواد و دختر فاضل لاریجانی نیز به کانادا رفته‌اند.یکی از پسران آیت‌الله مصباح یزدی نیز در کانادا است.مهدی هاشمی اما پر سر و صداترین آقا زاده مورد بحث هم در دوبی و هم در انگلیس دیده شده است.برادر عزت‌الله ضرغامی، رییس صدا و سیمای جمهوری اسلامی در دوبی سکونت دارد.برادر حسن فیروزآبادی، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح در دوبی، پسر محسن رضایی در آمریکا، برادر رحیم صفوی در انگلستان، داماد محمدی گلپایگانی در دوبی و پسر ناطق نوری هم در دوبی زندگی می‌کنند.»البته خبرها از حضور آقازاده ها در خارج از کشور بیش از اینهاست،البته در مورد بعضی از این آقازاده ها نمی توان خبر حضورشان را در خارج از کشور تائید کرد ولی در حضور انبوه فرزندان سران حکومت در خارج از کشور شکی نیست.
اما در پایان گزارش هم نظرات خوانندگان جالب است یکی از خوانندگانی می نویسد:« دختر امیدوار رضایی برادر محسن رضایی و نماینده مجلس هم در امریکاست.»یکی دیگر هم پیامی گذاشته است با این مضمون:« سنت آخوندها از قدیم این بوده که آخرت را برای دیگران موعظه می کردند ولی خود آخور دنیا را لحظه ای ترک نمی کردند. تعداد آخوندهایی ایرانی و عراقی مستقر در امریکا و انگلیس کم نیست. فرزندان و بستگان آنها نیز در چپاول مستقیم و غیر مستقیم همان مستضعفین مشارکت دارند. همه محدودیت ها برای مردم اما چپاول برای آخانید و امنیتی های شریک آنها.»

مرور؛ كابينه هاي دولتهاي ايران از ميرزا نصرالله خان مشيرالدوله تا ميرحسين موسوي.

مرور؛ كابينه هاي دولتهاي ايران از ميرزا نصرالله خان مشيرالدوله تا ميرحسين موسوي.



سلطنت محمدعلى شاه قاجا ر:


1. ميرزا نصرالله خان مشيرالدوله 2. سلطانعلىخان وزيرافخم 3. ميرزا علىاصغرخان اتابك 4. ميرزا احمدخان مشيرالسلطنه 5. ميرزا ابوالقا سم خان ناصرالملك 6. حسينقلىخان نظام السلطنه 7. حسينقلىخان نظام السلطنه 8. ميرزا احمدخان مشيرالسلطنه 9. ميرزا احمدخان مشيرالسلطنه 10. ميرزا احمدخان مشيرالسلطنه 11. ميرزا ابوالقاسم خان ناصرالملك (ميرزا جوادخا ن سعدالدوله، كفيل)


سلطنت احمدشاه قاجار و نيابت سلطنت عليرضاخا ن عضدالملك:


1. محمدولىخان تنكابنى 2. محمدولىخان تنكابنى 3. محمدولىخان تنكابنى


سلطنت احمدشاه قاجار و نيابت سلطنت ابوالقاسم خان ناصرالملك:


1. ميرزاحسن خان مستوفى الممالك 2. محمدولی خان تنكابنى 3. محمدولی خان تنكابنى 4. نجفقلی خان صمصام السلطنه بختياري 5. نجفقلی خان صمصام السلطنه بختياري 6. ميرزامحمدعلی خان علاءالسلطنه


سلطنت احمدشا ه قا جا ر بعد از تا جگذاري:


1. ميرزاحسن خان مستوفى الممالك 2. ميرزاحسن خان مشيرالدوله 3. سلطان عبدالمجيدميرزا عين الدوله 4. ميرزاحسن خان مستوفىالممالك 5. عبدالحسين ميرزا فرمانفرما 6. محمدولىخان تنكابنى 7. ميرزا حسن خان وثوق الدوله 8. ميرزا محمدعلىخان علاءالسلطنه 9. سلطان عبدالمجيدميرزا عين الدوله 10. ميرزا حسن خان مستوفى الممالك 11. نجفقلىخان صمصام السلطنه 12. ميرزا حسن خان وثوق الدوله 13. ميرزا حسن خان مشيرالدوله 14. فتح الله خان رشتى 15. فتح الله خان رشتى 16. سيدضياالدين طباطبايى 17. ميرزا احمدخان قوام السلطنه 18. ميرزا احمدخان قوام السلطنه 19. ميرزا احمدخان قوام السلطنه 20. ميرزا حسن خان مشيرالدوله 21. ميرزا احمدخان قوام السلطنه 22. ميرزا حسن خان مستوفى الممالك 23. ميرزا حسن خان مشيرالدوله 24. رضاخان سردارسپه 25. رضاخان سردارسپه


سلطنت رضا شا ه پهلوي:


1 . محمدعلى فروغى 2. حسن مستوفى (مستوفى الممالك) 3. حسن مستوفى (مستوفى الممالك) 4. حسن مستوفى (مستوفى الممالك) 5. مهدي قلى هدايت 6. مهدي قلى هدايت 7. محمدعلى فروغى 8. محمود جم 9. محمود جم 10. احمد متين دفتري 11. على منصور


سلطنت محمدرضاشاه پهلوي:


1 . محمدعلى فروغى 2. محمدعلى فروغى 3. محمدعلى فروغى 4. على سهيلى 5. احمد قوام (قوام السلطنه) 6. على سهيلى 7. على سهيلى 8. محمدساعد مراغه اي 9. محمدساعد مراغه اي 10. مرتضى قلى بيات 11. ابراهيم حكيمى 12. محسن صدر (صدرالاشراف) 13. ابراهيم حكيمى 14. احمد قوام (قوام السلطنه ) 15. احمد قوام (قوام السلطنه ) 16. احمد قوام (قوام السلطنه ) 17. احمد قوام (قوام السلطنه ) 18. احمد قوام (قوام السلطنه ) 19. ابراهيم حكيمى 20. عبدالحسين هژير 21. محمدساعد مراغه اي 22. محمدساعد مراغه اي 23. محمدساعد مراغه اي 24. على منصور 25. حاجعلى رزم آرا 26. حسين علاء 27. محمد مصدق 28. احمد قوام (قوام السلطنه) 29. محمدمصدق 30 . فضل الله زاهدي 31. فضل الله زاهدي 32. حسين علاء 33. حسين علاء 34. منوچهر اقبال 35. منوچهر اقبال 36. جعفر شريف امامى 37. جعفر شريف امامى 38. على امينى 39. اميراسدالله علم 40. اميراسدالله علم 41. اميراسدالله علم 42. حسنعلى منصور 43. حسنعلى منصور 44. اميرعبا س هويدا 45. اميرعبا س هويدا 46. اميرعبا س هويدا 47. اميرعبا س هويدا 48. اميرعبا س هويدا 49. اميرعبا س هويدا 50. اميرعبا س هويدا 51. جمشيد آموزگا ر 52. جعفر شريف امامى 53. غلامرضا ازهاري 54. شاپور بختيار


دولتهاي بعد از انقلاب اسلامى:


1.مهدي بازرگا ن 2. مهدي بازرگا ن 3. محمدعلى رجايى 4. محمدجواد باهنر 5. محمدرضا مهدوي كنى 6. ميرحسين موسوي 7. ميرحسين موسوي

عکس نوشت؛داستان سفر یک پشه به زیمباوه!

1. عکس نوشت ؛ داستان سفر یک پشه به زیمباوه!

میان احمدی نژاد و رابرت موگابه شباهت های زیادی ست،یکی خوی دیکتاتور مابانه ی آنهاست. ایران و زیمبابوه هر دو وضع اقتصاد خوبی ندارند والبته که تورم میلیون درصدی زیمباوه قابل قیاس با تورم ایران نیست ولی بهر حال در کنار مسائل اقتصادی مهمترین دلیل سفر محمود به زیمباوه مسائل سیاسی و همچنین پرونده ی هسته ای ایران است.نکته ی جالب در سفر احمدی نژاد به زیمباوه مخالفت نخست وزیر زیمباوه از سفر احمدی نژاد است.

حزب ام دى سى این کشور متعلق به نخست وزیر زیمباوه،مورگان چانگرای، دعوت از احمدى نژاد به زیمبایوه براى افتتاح نمایشگاه بازرگانى بین المللى در این کشور را به دعوت از پشه براى درمان مالاریا تشبیه کرده است.  وی گفت:« دعوت از احمدى نژاد قطعا پیامی اشتباه از سوی کشور ما برای مردم آفریقا و بقیه جهان است. احمدى نژاد فردی است که ارزشهاى حقوق بشر را نادیده مى گیرد. وى در کشورش به عنوان یک خشونت طلب، پایمال کننده حقوق انسانی و جلاد مخالفان شهرت یافته است. مورگان چانگرای افزود، دعوت از مرد مستبد رژیم حاکم بر ایران به یک اجتماع سرمایه گذارى مانند دعوت از پشه براى درمان مالاریا است. سفر این فرد به کشور ما نه تنها توهینى به مردم زیمبابوه، بلکه توهینى آشکار به مردم مظلوم ایران است.»

عکس زیر مربوط به  افتتاح خط مونتاژ کارخانه تراکتور سازی زیمبابوه است.از همراهان احمدی نژاد در این سفر می توان به   محمود احمدی نژاد، اسفندیار رحیم مشایی و منوچهر متکی  و همسرانشان اشاره کرد.


2. سخنان طلایی!

. احمد جنتی، امام جمعه موقت تهران : كسی می تواند زلزله را پیش بینی کند که  اهل دل باشد و با جای ديگری ارتباط داشته باشد. پیش از این کاظم صدیقی،نیز گفته بود  وقوع زلزله با توسعه زنا فراوان می شود.

..  صالح نیکبخت وکیل انجمن دفاع از حقوق زندانیان در جلسه دادگاه شکایت شیرین عبادی از کیهان : اگرچه از قدیم گفته اند  کافر همه را به کیش خود پندارد و نباید از گفته او آزرده خاطر بود و ما همیشه نوشته های حاج حسین آقا را در حد جوک های خنک تلقی میکردیم ، ولی این اتهامات سنگین و بی اساس که هر بار هم تکرار می شود ، نباید بی پاسخ بماند حتی اگر در گذشته خاموشی را بهترین جواب می دانستیم … حاج حسین در همه زمینه ها فعال است . به تنهایی هم کارشناس مسایل امنیتی و اطلاعاتی است و هم قاضی ایستاده و هم قاضی نشسته ؛ گاهی نقش وکیل مدافع را هم به عهده می گیرد و گاهی هم به کوچه علی چپ می زند و از تروریستهای دور و نزدیک هم کلامی بر زبان نمی آورد.

… مهندس میرحسین موسوی در دیدار با جمعی از فعالان ملی-مذهبی:کار، کاری طولانی، و مسیر جنبش سبز، راهی پر پیچ و خم و زمان‌بر است؛ اگرچه شاید جنبش زودتر از آنچه بسیاری تصور می‌کنند به نتیجه برسد، اما باید صبور بود و استقامت ورزید و برای تداوم جنبش، زندگی کردن با آن را درپیش گرفت … در جنبش سبز بحث تصاحب قدرت، فرع بر هدف اصلی است؛ هدف جنبش سبز، متحول کردن جامعه و رسیدن به جامعه‌ای مطلوب و در خور ایرانیان است. این رویکرد (یعنی فرع بودن قدرت) به ‌ما آرامش خواهد داد. اگر بتوان این نگاه را به ‌گونه‌ای آگاهانه در جامعه گسترش داد، بسیار مفید و موثر خواهد شد … ما باید بیش از پیش، مردمی را که در «منطقه خاکستری» زیست می‌کنند (شهروندانی که نه همراه جنبش سبز هستند و نه موافق و همگام صاحبان قدرت و حکومت) نسبت به «منطقه روشن» آگاه، و جنبش سبز دعوت و جذب کنیم.

condom به جای کلمه ی condemn

چهره ها …

در میان انبوه خبرهای این روزها،از سخنان مهندس موسوی تا شیخ مهدی کروبی ،توصیه ی صفارهرندی به مصطفی تاجزاده هرندی داماد خاله اش،وام محمود به نوزادان ،تخلیه ی تهران به نام زلزله به کام سیاست،توقیف روزنامه بهار،توقیف پروانه فعالیت دو حزب اصلاح‌طلب مشارکت و مجاهدین، دو چهره  بودند که نگاه ها را به  گونه ای دیگر به خود جلب نمودند.مهرزاد مرعشی و حسن کریم زاده .

مهرزاد مرعشی جوان ایرانی مقیم آلمان در مسابقات سوپر استار سال 2010 آلمان اول شد. مهرزاد مرعشی که از همان روزهای نخست مسابقه با نماد سبز بر روی صحنه حاضر می شد و حتی هوادرانش تی شرت سبز می پوشیدند .اما چهره ی دیگر حسن کریم زاده کارتونیست ایرانی ست که موفق به دریافت جایزه دوم بخش فانتزی جشنواره بین المللی کارتون مطبوعاتی دنیا World Press Cartoon  2010  شد.حسن زاده که کاریکاتورهای بی نظیرش در روزنامه ی در کما رفته ی اعتماد ملی چاپ می شد تاکنون چندین جایزه ی بین المللی دریافت کرده است.

دو کاریکاتور از حسن زاده.برای دیدن اندازه ی بزرگتر روی عکس کلیک کنید.

دو کاریکاتور از حسن زاده.برای دیدن اندازه ی بزرگتر روی عکس کلیک کنید.

گفته ها …
گاهی اوقات سرکی به سایت های اصولگرا و حامی محمود احمدی نژاد می زنم تا ببینم سوژه ی جدیدی می توان پیدا کرد یا نه،معمولا هم دست خالی بر نمی گردم.
در سایت پرچم به تصویری برخوردم  که در واقع عکسی بود از یکی از سوتی  های شبکه ی خبر ،نوشتن کلمه condom  به جای کلمه ی condemn معنای محکوم کردن!


در سایت جوان آنلاین هم مطلب جالبی دیدم.تیتر مطلب بود ابراز نگرانی موسوی برای کرم های بیگناه!اما اصل مطلب را که خواندم متوجه شدم جریان چیست.جوان نوشته بود:« میرحسین موسوی نسبت به سرنوشت کرم‌ هایی که در راستای تحقیقات فضایی دانشمندان کشورمان به فضا فرستاده شدند، ابراز نگرانی کرده است!موسوی در دیدار خود با طیفی از اعضای سازمان مجاهدین، در سخنانی بامزه گفته است: فکر نکنیم مردم گفته‌ها و اعمال ما را فراموش می کنند. مردم حتی نسبت به سرنوشت کرم‌ها و لاک‌پشتی که به فضا فرستاده شدند، حساسند و می خواهند بپرسند نتایج تحقیقات در مورد این حیوانات بی گناه به کجا انجامید؟!
البته نتایج این ابتکار، انتظار دانشمندان کشورمان را تامین نکرد چرا که بر اساس گزارش مهر در همان زمان، سه موجود زنده این محموله نابود شدند. به همین دلیل متخصصان کشورمان درصدند که در سال جدید دومین محموله زیستی را هم به فضا بفرستند….»